فهرست عناوين

  صفحه اصلی

  نشانی های ادواری

  تاريخچه هيئت

  اعضای هيئت امنا

  زندگينامه مرحوم توتونچيان

  اسامی شهدا و مرحومان

  مقالات

  تماس با ما

لوگوی ما:

گوشه ای از مداحی حاج محمد باقر کوچه مشکی در شب عرفه در حرم حضرت عبدالعظيم

آخرين به روز رسانی:
->


مقالات>فضايل اخلاقی (حاج محرم عظيم نژاد)

ترا که عشق و محبت مرام و آيين استنصيــحتی کنـــم ات راه زندگــی اين اســـت
ز جــمـع دل شــدگان پـای بــرون مــگذارکه عشق جمع پريشـان به آل ياسين است

تنها وسيله اي كه مي توان بكمك آن صفات باطني را اصلاح كرد وملكات فاضله اخلاقي را تحصيل و صفحه دل را از آلودگي اخلاق زشت پاك كرد تمرين و تكرار اعمال صالحه متناسب با صفات اخلاقي است زيرا بر اثر تكرار عمل در هر مورد صور علمي خاصي در روح انسان نقش مي بندد و بر اثر تراكم به جايي ميرسد كه اثر آن غير قابل زوال مي شود يا لااقل به آساني زايل نخواهد شد .

مثلا اگر يك فرد ترسو بخواهد اين صفت زشت را از خود دور سازد بايد مكرر قدم در جريانات و اقدامات مخوف كه دل را مي لرزاند بگذارد و هر وقت قدم در يكي از اين موارد مي گذارد و از اقدام شجاعانه خود لذت مي برد و زشتي و نكبت فرار را درك ميكند ؛صورتهاي خاصي از آن در روح او نقش مي بندد و بر اثر تكرار و تراكم آنها ملكه شجاعت در روح او راسخ مي گردد اين ملكه علمي اگر چه مستقيما اختياري نيست ولي مقدمات تحصيل آن كه عبارت از اعمال مناسب است در اختيار انسان قرار مي گيرد.

از اين بيانات روشن شد كه راه تحصيل ملكات فاضله و تهذيب اخلاق يكي از دو راه است :
اول: از راه توجه داشتن بمنافع و آثار دنيوي آنها؛مثل اينكه گفته شود : عفت و قناعت و صرفنظر كردن از آنچه كه در اختيار ديگران است انسان را سربلند و در انظار مردم بزرگ مي سازد؛ ولي بر عكس حرص موجب خواري و تنگدستي است .و يا اينكه طمع انسان ذليل و علم آدمي را عزيز مي كند و باعث عظمت و خوش نامي در نظر توده مردم و مانوس شدن با خواص مي شود.

علم مانند چشم تيز بيني استكه بكمك آن ميتوان هر حادثه ناگواري را ديد و از آن اجتناب كرد و به هر مقصد عالي رسيد؛ ولي جهل نا بينايي است ؛ علم نگاهبان انسان است ولي مال را انسان بايد نگاهباني كند؛ شجاعت آدمي را از تلون و دو دلي رهايي مي بخشد شخص شجاع در هر حال محبوب مردم است چه فاتح شود و چه مغلوب گردد.

بعكس جبن و ترس موجب منفوريت است .عدالت وجدان انسان را از ناراحتي ها خلاصي مي بخشد و مايه حيات جاودان يعني نام نيك ابدي و محبت عمومي است .اين راه همان راه معروفي است كه علم اخلاق را بر پايه آن استوار ساخته اند و دانشمندان اخلاقي يونان و ديگران طرفدار آن مي باشند ولي:

قران مجيد اخلاق را بر پايه آن استوار نمي كند چه اينكه مقتضاي اين روش اينست كه تمام توجه در انتخاب صفات خوب و بد به انظار عمومي و خوش آيند و پسند اجتماع باشد.

گر چه قرآن مجيد بعضا پاره اي از منافع اجتماعي از كارها را در مقام تشويق ذكر كرده است؛ ولي با دقت معلوم مي شود كه منظور از ذكر آن بيان جنبه هاي دنيوي نيست و منافع و آثار اخروي آن مورد نظر است. مثلا در باره قبله مس فرمايد:حيثما كنتم فولوا وجوهكم شطره لئلا يكون للناس عليكم حجة. سوره بقره آيه 150

در اين آيه خداوند مسلمانان را به ثبات قدم و اراده در موضوع قبله دعوت مي كند و علت آنرا چنين شرح ميدهد؛: تا مردم - اهل كتاب- پس از اين حجتي بر شما نداشته باشند. در جاي ديگر مي فرمايد: ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم واصبروا : در اين آيه مردم را به صبر و ترك منازعه دعوت مي كند و مي فرمايد اگر دست از صبر برداريد و آتش نزاع را روشن سازيد نتيجه آن سستي و آشفتگي اوضاع شما و جسور شدن دشمنان است.

و در مورد ديگر فرموده : و لمن صبر و غفر ان ذالك لمن عزم الامور .سوره شوري آيه 43

در اين آيه ضمن دعوت به صبر علت آنرا اهميت و عظمت آن ذكر مي نمايد كه اگر دقت شود در تمام اين موارد نظر به نتايج اخروي است و آثار مزبور همه برگشت به آن مي كند.

دوم:از راه فوايد اخروي. كه اين معني كرارا در قرآن مجيد ديده مي شود مانند:
ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة سوره توبه آيه 111
انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب سوره زمر آيه 10
الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور سوره بقره آيه 257
و مانند اينها كه با تعبيرات مختلفي در قرآن ديده مي شود. در آين رابطه آيه :
ما اصاب من مصيبةفي الارض ولا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذالك علي الله يسير.سوره حديد آيه 23

مردم را از تاسف بر آنچه كه از دست رفته است و خوشحالي و دلبستگي به آنچه موجود است جلوگيري كرده و مي گويد : چون حوادث مستند به قضاء و قدر الهي است و آنچه بايد به انسان برسد بالاخره خواهد رسيد و آنچه نبايد برسد نخواهد رسيد ؛ بنابراين تاسف و خوشحالي بيجاست ونبايد از كسي كه زمام تمامي امور را بدست خداوند مي داند چنين اموري صادر شود چنانكه فرموده: ما اصاب من مصيبةالا باذن الله ومن يومن با لله يهد قلبه سوره تغابن آيه 12

اين آيه نيز اصلاح اخلاق را از راه نتايج شريف اخروي كه كمالات واقعي است نه خيالي؛ تعقيب مي كند و اساس اصلاحات اخلاقي را كمالات واقعيه اي كه از قضاء و قدر و متصف شدن به اخلاق خدا و توجه باسماء حسني و صفات عاليه الهي و امثال آن سر چشمه مي گيرد قرار مي دهد؛ يا مي فرمايد : و اتوهم من مال الله الذي اتيكم سوره نور آيه 33

در اين آيه قرآن دعوت به جود و سخاوت مي كند باستناد اينكه مال را خدا داده است و در جاي ديگر مي فرمايد: و مما رزقناهم ينفقون سوره بقره آيه 3

كه براي تشويق مردم به انفاق رزق را به خداوند نسبت مي دهد. راه ديگري كه براي اصلاح اخلاق در قرآن مجيد ديده ميشود و در هيچ يك از كتب آسماني و تعليمات انبياء كه بدست ما رسيده است وجود ندارد و در هيچ يك از آثار فكري حكماي الهي نيز ديده نمي شود و ان چنين است كه انسان را از نظر روحي و علمي طوري تربيت كند و چنان علوم و معارفي در وجود او بپروراند كه با وجود آن موضوعي براي رذايل اخلاقي باقي نماند و بعبارت ديگر ريشه رذايل اخلاقي سوزانده شود نه اينكه در صدد معالجه و مبارزه با آن بر آيند.

مثلا انساني كه ريا ميكند و كاري براي غير خدا انجام مي دهد يكي از دو علت بيشتر ندارد .يا مي خواهد از اين راه كسب وجهه و عزتي در نظر طرف بكند و يا از قدرت او مي هراسد؛ چنين كسي وقتي متوجه شود كه قرآن كريم مي فرمايد : ان العزة لله جميعا و نيز مي گويد : ان القوة لله جميعا و براستي به اين دوحقيقت ايمان راسخ داشته باشد و بداند عزت و قدرت فقط مال خداست چنين كسي موضوعي براي ريا و ظاهرسازي در او باقي نمي ماند. نه به كسي اميد دارد و نه از كسي مي هراسد .خلاصه اينكه اين دو حقيقت وقتي بطور يقين در دل انسان جا بگيرد تمام اينگونه رذايل اخلاقي را از دل مي شويد و بجاي آن صفات كريمه را مانند ترس از خدا ؛ عزت نفس ؛ مناعت طبع ؛استغناء و كبرياء و هيبت الهي قرار مي دهد.

باز ملاحظه مي كنيم كه خداوند كرارا در قرآن مجيد فرموده : مالكيت مال خداست : و : مالكيت هر چه در آسمانها و زمين است از آن خداست :و : آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست :و البته كسي كه به حقيقت اين مالكيت واقف باشد و بداند هيچ يك از موجودات استقلالي از خود ندارند و در هيچ قسمت از ذات مقدس او مستغني نيستند و خداوند مالك حقيقي ذات هر چيز و آنچه مربوط به ذات اوست مي باشد و به اين حقيقت ايمان قطعي داشته باشد در نظر چنين كسي تمام موجودات ؛ هم از نظر ذات و هم از نظر صفات و افعال از درجه استقلال مي افتند و واضح است چنين كسي ممكن نيست غير خدا را طالب باشد و خضوع يا خوف و رجايي نسبت به ديگري پيدا كند و يا از غير خدا لذت ببرد يا بر غير او تكيه كند يا كار خودرا بديگري واگذارد.

او جز حق نمي خواهد و جز خدا نمي جويد .خدايي كه ذات مقدسش باقي و همه چيز فاني مي شود؛
همواره از باطل يعني آنچه غير خداست و در مقابل ذات حق
ارزشي ندارد گريزان است

دريافت فايل اين مقاله

طراح سايت: مهدی فرهی کيا
farahikia_m@yahoo.com